کلمه جو
صفحه اصلی

توقه

لغت نامه دهخدا

( توقة ) توقة.[ ت َ وَ ق َ ] ( ع ص ، اِ ) به شدگان از بیماری که هنوز ضعف دارند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
توقه. [ ق َ / ق ِ ] ( اِ ) تقه و تکمه و حلقه کمربند و خلخال. ( ناظم الاطباء ).

توقه . [ ق َ / ق ِ ] (اِ) تقه و تکمه و حلقه ٔ کمربند و خلخال . (ناظم الاطباء).


توقة.[ ت َ وَ ق َ ] (ع ص ، اِ) به شدگان از بیماری که هنوز ضعف دارند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: