کلمه جو
صفحه اصلی

مشهور کردن

فارسی به عربی

شهرة , صیة
میز

شهرة , صية


مترادف و متضاد

glorify (فعل)
ستودن، ستایش کردن، علم کردن، تجلیل کردن، تعریف کردن از، تکریم کردن، مشهور کردن، بر جسته کردن، جلال دادن

fame (فعل)
علم کردن، مشهور کردن

distinguish (فعل)
فرو نشاندن، تشخیص دادن، دیدن، مشخص کردن، تمیز دادن، وجه تمایز قائل شدن، تمبز دادن، دیفرانسیل گرفتن، مشهور کردن

پیشنهاد کاربران

- برافروختن نام ؛ کنایه از مشهور وبلندآوازه کردن :
بخاک اندر افکند ارجاسب را
برافروخت او نام گشتاسب را.
فردوسی.


کلمات دیگر: