کلمه جو
صفحه اصلی

مشغولیات

فارسی به انگلیسی

occupations, pastime

فارسی به عربی

هوایة

مترادف و متضاد

pastime (اسم)
سرگرمی، تفریح، ورزش، مشغولیات، کار وقت گذری

hobby (اسم)
سرگرمی، کار ذوقی، اسب کوچک اندام، مشغولیات

فرهنگ فارسی

( مصدر و اسم ) جمع مشغولیت : وقتی که کسی بعلت مشغولیات ذهنی دیگر در جریان کاری نیست نسبت بجزئ و کل آن بیگانه میگردد ...

لغت نامه دهخدا

مشغولیات. [ م َ لی یا ] ( از ع ، اِ مرکب ) در تداول فارسی زبانان ، سرگرمی ها. و رجوع به مشغولیت شود.


کلمات دیگر: