مترادف مسکوت گذاشتن : رها کردن، به حال خود گذاشتن، موقوف کردن
مسکوت گذاشتن
مترادف مسکوت گذاشتن : رها کردن، به حال خود گذاشتن، موقوف کردن
فارسی به انگلیسی
مترادف و متضاد
رها کردن، به حال خود گذاشتن، موقوف کردن
کلمات دیگر:
رها کردن، به حال خود گذاشتن، موقوف کردن