مطنطن
فارسی به انگلیسی
فارسی به عربی
متحذلق
مترادف و متضاد
فراوان، ماهر، بزرگ، کبیر، مهم، ابستن، عظیم، معتبر، عالی، مطنطن، بصیر، زیاد، خطیر، عالی مقام، متعال، هنگفت، تومند
قلنبه، مطنطن، مشعشع، پرشکوه
قلنبه، گزاف، مطنطن، غلنبه، غلیظ
فرهنگ فارسی
با طنطنه
لغت نامه دهخدا
مطنطن. [ م ُ طَ طَ ] ( ع ص ) باطنطنه.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به طنطنه شود.
پیشنهاد کاربران
آهنگین
آوازه دار
آوازه دار
کلمات دیگر: