کلمه جو
صفحه اصلی

استیحاد

لغت نامه دهخدا

استیحاد. [ اِ ]( ع مص ) استئحاد. تنها گردیدن. ( منتهی الارب ). منفرد شدن. || ندانستن چیزی را. ( منتهی الارب ).

استئحاد. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیحاد شود.

پیشنهاد کاربران

وحدت طلبی ، گرایش به وحدت


کلمات دیگر: