زیبا پسند ٠ خوش سلیقه
نیکو پسند
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیکوپسند. [ پ َ س َ ] ( ص مرکب ) زیباپسند. خوش سلیقه :
گلی که باد بر او برجهد فروریزد
چرا دهم دل نیکوپسند خویش بر آن.
گلی که باد بر او برجهد فروریزد
چرا دهم دل نیکوپسند خویش بر آن.
فرخی.
کلمات دیگر: