کلمه جو
صفحه اصلی

نیک منظری

فرهنگ فارسی

۱ - خوش نما بودن . ۲ - خوبرویی زیبایی .

لغت نامه دهخدا

نیک منظری. [ م َ ظَ ] ( حامص مرکب ) خوب روئی. نیک منظر بودن :
او را نظیر نبود در نیک مخبری
او را شبیه نبود در نیک منظری.
فرخی.


کلمات دیگر: