ائناض. [ اِءْ ] ( ع مص ) رجوع به ایناض شود.
ایناض
لغت نامه دهخدا
ایناض. ( ع مص )نیم پخته و نیم بریان کردن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). نیم جوش داشتن گوشت را. نیم پخته کردن گوشت. ( از ناظم الاطباء ). || رسیدن و پختن خرما. ( منتهی الارب ).
کلمات دیگر: