حکم کردن یا بسیار گردانیدن
ایمار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ایمار. ( ع مص ) حکم کردن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تکلیف کردن به انشاء چیزی یا عملی. ( ازاقرب الموارد ). || بسیار گردانیدن. ( آنندراج ) ( المصادر زوزنی )؛ آمره اﷲ؛ بسیار گردانید خدای نسل و مواشی او را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || فرمان. ( منتهی الارب ).
ائمار. [ اِءْ ] ( ع مص ) رجوع به ایمار شود.
کلمات دیگر: