کلمه جو
صفحه اصلی

بلا کردن

لغت نامه دهخدا

بلا کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کار عجیب بظهور آوردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) :
نه مجنون داشت این همت نه فرهاد
تکلف بر طرف باقر بلا کرد.
باقر کاشی ( از آنندراج ).


کلمات دیگر: