کلمه جو
صفحه اصلی

ازمیم

لغت نامه دهخدا

ازمیم. [ اِ ] ( ع اِ ) شبی ازشبهای محاق. ( منتهی الارب ). ماه که چون باریک شود و به آخر رسد. ( مؤید الفضلاء ). || ماه آخر ماه. ( منتهی الارب ). الهلال آخر الشهر. ( قطر المحیط ).

ازمیم. [ اِ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).

ازمیم . [ اِ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).


ازمیم . [ اِ ] (ع اِ) شبی ازشبهای محاق . (منتهی الارب ). ماه که چون باریک شود و به آخر رسد. (مؤید الفضلاء). || ماه آخر ماه . (منتهی الارب ). الهلال آخر الشهر. (قطر المحیط).



کلمات دیگر: