کلمه جو
صفحه اصلی

ازواء

لغت نامه دهخدا

ازواء. [ اَزْ ] ( ع اِ ) اَزْو. ج ِ زای یا زای اخت راء.

ازواء. [ اِزْ ] ( ع مص ) آمدن و با خود دیگری راآوردن. آمدن و با خود دیگری داشتن. ( منتهی الارب ).

ازواء. [ اَزْ ] (ع اِ) اَزْو. ج ِ زای یا زای اخت راء.


ازواء. [ اِزْ ] (ع مص ) آمدن و با خود دیگری راآوردن . آمدن و با خود دیگری داشتن . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: