کلمه جو
صفحه اصلی

مغ کشی

دانشنامه عمومی

مغ کشی جشنی بود که پارسی ها در زمان حکومت هخامنشیان، هر ساله به خاطر بزرگداشت قتل گئومات و پادشاهی داریوش بزرگ، گرامی می داشتند.
De Jong, Albert (1997). Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Religions in the Graeco-Roman World. Brill. ISBN 978-90-04-10844-8. Retrieved 2014-12-26.
بنابر روایت هرودوت (μαγοφóνια؛ همچنین بنگرید به کتسیاس: μαγοφονι)، زمانی که داریوش یکم و یاران نجیب زاده اش در سال ۵۲۲ پ.م. سمردیس دروغین (که گئومات مغ نامیده می شد؛ کسی که با کمک برادرش سریر پادشاهی را غصب کرد) را کشتند، پارسی های توطئه گر سر این مغ ها را قطع کردند و در خیابان ها در معرض نمایش گذاشتند. در همین زمان، پارسی های دیگر، خنجرهایشان را درآورده و هر مغی را که یافتند، کشتند. هرودوت اضافه می کند که در یابود این رخداد، پارسی ها جشن بزرگی برپا کردند که «مغ کشان» «Magophonia» نامیده شد و در مدت این جشن، تمام مغ ها در خانه هایشان می ماندند، تا کشته نشوند. کتسیاس همچنین جشن سالانه روز کشتن مغی به نام «سفنداداتس» را گزارش می دهد. قاتل (ἀναίρεσις) مغ، توسط یوسفوس فلاویوس نیز گزارش شده است. آگاثیاس تفسیری از داستان سمردیس دروغین در تاریخ هرودوت، در کتاب تاریخ خودش ارائه کرده است بدین مضمون که در روز مغ کشی، پیشکش شکرگزاری انجام شد. او صریحاً، این اطلاعات را مربوط به زمان های خیلی دورتری معرفی می کند و در نتیجه، این جشن دیگر برگزار نمی شده است.
کلمه معادل مغ کشی در زبان سغدی، mwγzt- است که در متون مانوی آمده است و بنابر گفته والتر هنینگ، این لغت «المثنی دقیق» کلمه ایرانی باستان *magu-žati- است. هنینگ اظهار می دارد که سخت می توان تصمیم گرفت که mwγzt- سغدی اصیل یا وام واژه پارتی یا فارسی میانه است. در متن سغدی مذکور، عمل مجرمانه مغ کشی به اسکندر نسبت داده شده است. بنابر گفته هنینگ، از طریق این تفیسر، مغ ها سعی کردند که منشأ اصلی «مغ کشی» را به فراموشی بگذارند. همان نویسنده همچنین پنداشته که پارسی ها جشن سالانه تأسیس کردند تا در طی آن به مغ ها آزار رسد، تا تحقیرهایی که کرده اند را به خاطر بسپارند.
یوزف مارکوارت می پندارد که هرودوت دربارهٔ مغ کشی در این داستان به خاطر همزمانی تاریخ قتل گئومات و جشن مهرگان، مرتکب اشتباه شده است. در این جشن، در تقویم باستان ایرانی که در ماه هفتم، باگَیادیش (Bāgayādiš)، برگزار می شد، مردم به قربانی کردن برای خدای میترا می پرداختند. سید حسن تقی زاده می پندارد که احتمال دارد دو جشن به نام های *Bāga-yādi و مهرگان، که یکی روز مرگ گئومات در طی اعتدال پائیزی است، بر روی دیگری منطبق شده باشد. مری بویس گزارش نویسندگان کلاسیک (که سالانه در یک روز مغ ها محبوس می شدند و به آن ها توهین می شد) را باورنکردنی می داند. او تمایل دارد که این گونه تفسیر کند که داریوش جشن های سالیانه برای به چنگ آوردن قدرت و کشتن گئومات مغ، ولی نه همه مغ ها به طور عمومی، برگزار کرد و پارسی ها این جشن را در دوران تمام پادشاهان هخامنشی ادامه دادند. بویس مغ کشی را با روز گای فاکس (سرباز کاتولیک مذهبی که قصد داشت پارلمان بریتانیا را منفجر کند) مقایسه می کند، که به خاطر مجاورت با جشن اوایل پاییز، تا به امروز جاودانه گشته است. بیکرمن و تدمر برای این جشن، مشابهات بابلی جالبی را مثال می زنند که با روز نحس مرتبط است و معتقدند این جشن برگزاری می گشته است، گرچه از نگاه آن ها قتل مغ، هرگز رخ نداده است.

دانشنامه آزاد فارسی

مُغْ کُشی
(یا: مُغ کُشان) نمایشِ عامیانۀ شادی آور و آیینیِ رایج در ایران باستان. برخی پژوهشگران مغ کشی را صورتِ ابتدایی نمایشِ میر نوروزی دانسته اند. این نمایشِ عمومی همه ساله در روزِ پانزدهم دی اجرا می شده است. پیکره ای از چوب و پوشال می ساختند و آن را چون پادشاهی گرامی می داشتند و در پایانِ کار می سوزاندند. به احتمال قوی آیین مغ کشان با قتل گئوماتۀ مُغ (بردیای دروغین) به دست داریوش اول هخامنشی و یارانش ارتباط داشته است. به گزارش هرودوت پارسیان هر سال در سالروز کشته شدن گئوماته جشنی برپا می کردند که بزرگ ترین جشن سال بود و در این روز مغان بهتر می دیدند که از خانه خارج نشوند.


کلمات دیگر: