کلمه جو
صفحه اصلی

ابوالقاسم سحاب

دانشنامه عمومی

ابوالقاسم سحاب (زاده ۱۲۶۶ فم تفرش - درگذشته ۱۳۳۵ تهران)، پژوهشگر برجسته علوم انسانی در ایران بود.
فرهنگ خاورشناسان
مفتاح الاعلام در شرح حال دانشمندان و شخصیت های علمی و ادبی در ۷ مجلد
زندگانی حضرت ابیعبدالله الحسین سیدالشهداء (ع)
زندگانی حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
زندگانی شاه عباس کبیر
تاریخ مدرسه عالی سپهسالار
تاریخ نقاشی در ایران
تاریخ حبشه
تاریخ زندگانی امامان شیعه (ع) در چند مجلد
شرح حال وزرای ایران، از اعتضاد السلطنه تا دکتر محمود حسابی
تذکره دانشکده در شرح حال بزرگان از قرن اول تا ۱۴ هجری در ۲ جلد
تاریخ عمومی قرن ۱۴ هجری
تاریخ زندگانی من در ۴ دفتر از انقلاب مشروطیت تا ۱۳۲۰ ش
گلچین سحاب (دیوان اشعار)
سفرنامه عتبات
تاریخ تربیت عمومی در جهان
تاریخ ایران، کتاب درسی برای کلاس ۵ و ۶ ابتدائی
زنان اسلام
ترجمه تاریخ قرآن
ترجمه فلسفه و اسرار حج
ترجمه احوال و آثار ابن سینا
ترجمه هنر اسلامی
ترجمه یک کتاب حساب از فرانسوی
ترجمه یک کتاب هندسه ار فرانسوی
ترجمه جغرافیای کارپنتر در ۶ جلد از انگلیسی
ترجمه رساله حی بن یقظان
ترجمه احیاءالعلوم
در ۱۹ فروردین سال ۱۲۶۶ شمسی در یک خانواده دهقانی در قریه فم تفرش متولد شد. در سه سالگی به مکتب خانه آخوند ملاحسین شاهمیری رفت و با استعداد شگرفی که داشت در مدت کوتاهی دروس مقدماتی را فرا گرفت. سپس در محضر دیگر علمای تفرش شادروانان امامی و سید علی اکبر سجادی به فراگرفتن فقه و اصول و زبان های عربی و فرانسه اهتمام کرد. او خطی خوش و طبعی روان داشت. با کمک رجال نفرش شادروانان دبیر لشکر و سناء الدوله در صدسال پیش مدرسه ای دخترانه در تفرش تأسیس کرد. در ۲۰ سالگی با دخترخاله اش ازدواج کرد. تلاش شبانه روزی این همسر وفادار موجب آسایش و آرامش بیشتر وی در پیشرفتهای علمی و فرهنگی شد.
در سال ۱۲۹۰ با انتقال به تهران و ادامه تحصیل موفق به تدریس در مدرسه آلیانس گردید. استاد ابوالقاسم سحاب که شغل معلمی را برگزیده بود به کار تدریس و پژوهش ادامه داد و به استخدام وزارت معارف درآمد. در ۱۲۹۹ به تقاضای شیخ جلال نهاوندی به ریاست معارف ثلاث (ملایر و نهاوند و تویسرکان) برگزیده شد. در این مأموریت خدمات ارزنده ای به فرهنگ آن منطقه کرد..
پس از بازگشت از نهاوند در دانشسرای عالی و مدارس بزرگ تهران مشغول بکار شد. این دوره از زندگانی استاد سحاب بیشتر صرف مطالعه و تألیف آثار ارزشمند وی شد. معاشرت با فرهیحتگان آن زمان از جمله شادروانان محمدتقی فخر داعی گیلانی، علامه علی اکبر دهخدا، امیر رضوانی، پروفسور محمود حسابی، استاد محیط طباطبایی و دیگران موجب شکوفائی بیشتر او شد و ضمن آغاز فعالیت های مطبوعاتی با نگارش مقالات و اشعار برای نشریات داخل و خارج کشور آثار ارزشمندی از خود برجای گذاشت.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] دکتر ابوالقاسم سحاب از علمای قرن چهاردهم که در زمینه علوم فقه و اصول و علوم جدید از جمله علوم طبیعی و زبان انگلیسی و زبان فرانسه آشنایی کامل داشت و همچنین دارای ذوق شعری و استاد خوشنویسی بود.
ابوالقاسم سحاب در سپیده دم جمعه 15 رجب 1304 ق. (20 فروردین 1266 ش) در روستای فم از توابع شهرستان تفرش، در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و پدرش محمد زمان و مادرش حوّا را شادمان کرد. از همان کودکی آثار هوش و اشتیاق به درس در وی نمایان بود؛ طوری که در سه سالگی به مکتبخانه رفته و ساعت ها نظاره گر درس خواندن بچه ها بود.
پدر که متوجه ذوق و استعداد فرزندش بود، با وجود این که کشاورزی مختصری داشت و پرداخت مخارج مکتبخانه در توانش نبود؛ با صرفه جویی در مخارج منزل، شهریه استاد و وسایل تحصیل وی را فراهم نمود و او را در سن هفت سالگی به مکتب خانه روستا فرستاد.
استاد سحاب بعدها محل تحصیل دوران کودکی را این گونه توصیف می کند: «مکتب قدیمه یا مکانی که این بنده را آنجا، تعلیمات و مقدمات فارسی به زحمت میسر و فراهم شد و قریب به سه سال در آنجا اتلاف وقت نمودم، عبارت بود از یک باب اتاق باریک و تاریک در حیاطی کم وسعت. در این مکتب عده ای بالغ بر هفتاد، هشتاد نفر متعلم از شش ساله و کمتر الی شانزده ساله و بیشتر، در اطراف بر روی کف اتاق نشسته و فرش آن عبارت بود از قطعات کهنه و پلاسهایی که زیاده مندرس بود».
او در این مکتب خانه نزد ملاحسین شاهمیری، معروف به کربلایی حسین، کتابهای عم جزء، نصاب الصبیان و جامع المقدمات را آموخت و در کنار آن با مطالعه کتب متفرقه در زمینه های مختلف بر معلومات خود افزود. تسلط کامل وی بر کتب درسی باعث شد بعد از مدتی ملاحسین با تدریس او برای نونهالان موافقت کند و در عوض از پرداخت شهریه معاف گردد و این، آغاز تدریس ابوالقاسم بود.
در سن 19 سالگی تصمیم به فراگیری زبان عربی گرفت؛ ابتدا قسمتی از جامع المقدمات (شرح امثله و صرف میر) را نزد حاج شیخ رمضان (شوهرخواهر خود) فراگرفت و بعد از مدتی به محضر استاد دیگری به نام سید علی اکبر سجادی راه یافت و از حوزه درس او که از رونق خوبی برخوردار بود، نهایت استفاده را برد و در آنجا بقیه جامع المقدمات، سیوطی، شرح جامی، تهذیب المنطق، حاشیه ملا عبدالله و مطول را آموخت. هر روز صبحگاهان همراه سید حسین خوشنویس مباحثه می کرد و اوقات فراغت را به مطالعه در زمینه عقاید، روایات و اعتقادات و... می پرداخت؛ به طوری که هیچ وقت بیکار نبود.
وی بعدها درباره شیوه فراگیری دروس می نویسد: «روش تحصیل من این بود که قبل از طلوع آفتاب از منزل خود تا منزل سیدِ استاد که مسافتی بسزا داشت، در سرما و گرما بدون مسامحه می رفتم و تا یک ساعت از آفتاب گذشته مراجعت نموده و به امر دبستان و تعلیم شاگردان خود می پرداختم. همچنین برای مطالعه و مباحثه و حفظ دروس جدیت می نمودم و مخصوصاً اوقاتی را که برای برداشتن محصول و خرمن با والد به سر زراعت خود می رفتیم، من کتاب خود را برده و با نور ماه و روشنایی مهتاب مطالعه می نمودم و در صورت عدم امکان مطالعه به محفوظات خود می پرداختم و قسمت عمده از صمدیه و تهذیب المنطق و غیره را حفظ کردم».
ابوالقاسم که تشنه علم بود، در کنار فراگیری دروس عربی از خواندن فقه و اصول هم لذت می برد. وی کتاب فقهی تبصره مرحوم علامه حلی را نزد سید علی اکبر سجادی و معالم الاصول و شرح لمعه را نزد میرزا سید محمد، امام جمعه تفرش آموخت. در سن 22 سالگی به یادگیری زبان فرانسه نزد سناءالدوله روی آورد و در مدتی اندک با تسلط کامل به زبان فرانسه صحبت می کرد. وی ضمن یادگیری زبان فرانسوی، علوم جدید، حساب و جغرافیا را نیز نزد ایشان فراگرفت.


کلمات دیگر: