مین گذاری
فارسی به انگلیسی
فارسی به عربی
تعدین
مترادف و متضاد
معدن کاری، استخراج معدن، مین گذاری، کان کنی
فرهنگ فارسی
جای دادن مین درمحلهای مخصوص برای جلوگیریاز پیشرفت دشمن :[ مین گذاری بین مرز آلمان شرقی و غربی .]
لغت نامه دهخدا
مین گذاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) جای دادن مین ( آلت منفجرشونده ) در محل های مخصوص برای جلوگیری از هجوم یا پیشرفت دشمن. رجوع به مین شود.
کلمات دیگر: