کلمه جو
صفحه اصلی

مماطله کردن


مترادف مماطله کردن : درنگ کردن، تأخیرکردن، معطل کردن، دفع الوقت کردن، اهمال ورزیدن، سهل انگاری کردن، مسامحه کردن

مترادف و متضاد

۱. درنگ کردن، تاخیر کردن، معطل کردن، دفعالوقت کردن
۲. اهمال ورزیدن، سهلانگاری کردن، مسامحه کردن



کلمات دیگر: