مترادف مماطله کردن : درنگ کردن، تأخیرکردن، معطل کردن، دفع الوقت کردن، اهمال ورزیدن، سهل انگاری کردن، مسامحه کردن
مماطله کردن
مترادف مماطله کردن : درنگ کردن، تأخیرکردن، معطل کردن، دفع الوقت کردن، اهمال ورزیدن، سهل انگاری کردن، مسامحه کردن
مترادف و متضاد
۱. درنگ کردن، تاخیر کردن، معطل کردن، دفعالوقت کردن
۲. اهمال ورزیدن، سهلانگاری کردن، مسامحه کردن
کلمات دیگر: