کلمه جو
صفحه اصلی

مستحضر داشتن

مترادف و متضاد

inform (فعل)
اگاه کردن، گفتن، خبر دادن، اگاهی دادن، مطلبی را رساندن، چغلی کردن، خبرچینی کردن، خبردادن از، اطلاع دادن، مستحضر داشتن


کلمات دیگر: