کلمه جو
صفحه اصلی

مینایی


مترادف مینایی : سبز مایل به آبی، از جنس مینا

فارسی به انگلیسی

enamelled, glazed, azure, giazed

enamelled, giazed, azure


فارسی به عربی

مینا

مترادف و متضاد

enamel (صفت)
مینایی

سبز مایل به آبی


از جنس مینا


۱. سبز مایل به آبی
۲. از جنس مینا


فرهنگ فارسی

منسوب به مینا لاجوردی مینایی

لغت نامه دهخدا

مینایی. ( ص نسبی ) منسوب به مینا. لاجوردی. همچون مینا. به رنگ مینا. سبزرنگ. مینائی :
تا باغ پدید آرد برگ گل مینایی
تا ابر فروبارد ثاد و نم آزاری.
منوچهری.
رجوع به مینائی شود.

مینائی. ( ص نسبی ) منسوب به مینا، لاجوردی. ( ناظم الاطباء ). مینایی. آنچه به رنگ مینا باشد. مینارنگ. کبودرنگ :
فروغ از تست انجم را بر این ایوان مینوگون
شعاع از تست مر مه را بر این گردون مینائی.
سنائی ( دیوان چ مصفا ص 311 ).
شحنه شرع است منشور بقاش
سوی آن نه شهر مینائی فرست
شب در آن شهر است غوغا ز اختران
مهر شحنه سوی غوغائی فرست.
خاقانی.
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل درساغر مینائی.
حافظ.
رجوع به مینا و ترکیبات آن شود.


کلمات دیگر: