مسلسل کردن
فارسی به انگلیسی
مترادف و متضاد
بهم پیوستن، مسلسل کردن، بهم جفت کردن
پیوستن، متصل کردن، الحاق کردن، چون دانه های زنجیر، مسلسل کردن
بهم پیوستن، الحاق کردن، مسلسل کردن
مرتب کردن، مسلسل کردن، نوبتی کردن، پیاپی ساختن، سریال کردن، پشت سرهم اوردن
کلمات دیگر: