کلمه جو
صفحه اصلی

مسلسل کردن

فارسی به انگلیسی

concatenate

مترادف و متضاد

interlink (فعل)
بهم پیوستن، مسلسل کردن، بهم جفت کردن

catenate (فعل)
پیوستن، متصل کردن، الحاق کردن، چون دانه های زنجیر، مسلسل کردن

concatenate (فعل)
بهم پیوستن، الحاق کردن، مسلسل کردن

serialize (فعل)
مرتب کردن، مسلسل کردن، نوبتی کردن، پیاپی ساختن، سریال کردن، پشت سرهم اوردن


کلمات دیگر: