مترادف ملکوک کردن : لکه دار کردن، آلوده کردن، بدنام کردن، رسوا کردن، مفتضح کردن
ملکوک کردن
مترادف ملکوک کردن : لکه دار کردن، آلوده کردن، بدنام کردن، رسوا کردن، مفتضح کردن
مترادف و متضاد
۱. لکهدار کردن، آلوده کردن
۲. بدنام کردن
۳. رسوا کردن، مفتضح کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - لکه دار کردن . ۲ - بد نام کردن کسی را.
کلمات دیگر: