کلمه جو
صفحه اصلی

مستحکم کردن

فارسی به انگلیسی

buttress, consolidate, firm, fortify, defense

buttress, consolidate, firm, fortify


مترادف و متضاد

reinforce (فعل)
تقویت کردن، محکم کردن، مستحکم کردن، نیرو دادن، نیرو بخشیدن به، مدد کردن

fortify (فعل)
تقویت کردن، مستحکم کردن، پرمایه کردن، دارای استحکامات کردن، نیرومند کردن

crenellate (فعل)
دارای کنگره کردن، مستحکم کردن


کلمات دیگر: