کلمه جو
صفحه اصلی

میانجی شدن


مترادف میانجی شدن : واسطه شدن، شفیع شدن

فارسی به انگلیسی

mediate

فارسی به عربی

توسط , وسط

مترادف و متضاد

intercede (فعل)
شفاعت کردن، پادر میانی کردن، میانجی گری کردن، میانجی شدن، میانه گیری کردن، وساطت کردن

interpose (فعل)
میانجی شدن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، در میان امدن

واسطه شدن


۱. واسطه شدن
۲. شفیع شدن


فرهنگ فارسی

( مصدر ) واسطه شدن وساطت کردن .

پیشنهاد کاربران

شفیع شدن


کلمات دیگر: