کلمه جو
صفحه اصلی

منتسب کردن


مترادف منتسب کردن : نسبت دادن، انتساب دادن، وابسته کردن

فارسی به انگلیسی

accredit, arrogate, ascribe, impute

مترادف و متضاد

relegate (فعل)
واگذار کردن، طبقه بندی کردن، انداختن، منتسب کردن

refer (فعل)
عطف کردن، ذکر کردن، فرستادن، مراجعه کردن، منسوب بودن، بازگشت دادن، رجوع کردن به، منتسب کردن، عطف کردن به

نسبت دادن، انتساب دادن


وابسته کردن


۱. نسبت دادن، انتساب دادن
۲. وابسته کردن



کلمات دیگر: