کلمه جو
صفحه اصلی

مماکسه

فرهنگ فارسی

با کسی بچیزی بخیلی کردن . یا تشویق کردن در بیع و کم کردن .

لغت نامه دهخدا

مماکسة. [ م ُ ک َ س َ ] (ع مص ) با کسی بچیزی بخیلی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || تشویش کردن در بیع و کم کردن در ثمن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). با کسی در چیزی مِکاس کردن . (تاج المصادر بیهقی ). با کسی مکاس کردن . مکاس . (مصادر زوزنی ). در معامله آزمندی کردن و بها را کم کردن . (از اقرب الموارد). چک و چانه زدن . کندوکاش کردن در بیع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).


پیشنهاد کاربران

کد و کاش. [ ک َ دُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) چک و چانه. مِکاس. مُماکَسَه. ( یادداشت مؤلف ) .


کلمات دیگر: