کلمه جو
صفحه اصلی

افجاء

لغت نامه دهخدا

افجاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ فجا. ابازیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).

افجاء. [ اِ ] ( ع مص ) گشاده و فراخ ساختن نفقه بر عیال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || بناگاه درآمدن بر کسی. مفاجاة. ( منتهی الارب ).

افجاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فجا. ابازیر. (یادداشت بخط مؤلف ).


افجاء. [ اِ ] (ع مص ) گشاده و فراخ ساختن نفقه بر عیال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بناگاه درآمدن بر کسی . مفاجاة. (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: