افتیات. [ اِ ] ( ع مص ) فرمودن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حکم کردن بر کسی. ( از اقرب الموارد ). || درگذشتن. || نو بیرون آوردن کلام را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کلام بدیع آوردن. ( از اقرب الموارد ). || بی فرمانده کردن کاری را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). استبداد در رای داشتن. ( از اقرب الموارد ). سبقت کردن در کاری بی امر کسی. پیشی گرفتن. سبقت کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بی حکم کسی کاری کرده شدن. ( ناظم الاطباء ). یقال : فلان لایفتات علیه ( مجهولاً )؛ یعنی بی حکم او کاری کرده نشود. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || باطل گفتن بر کسی. ( تاج المصادر بیهقی ).
افتیات
لغت نامه دهخدا
افتئات. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )بربستن بر کسی باطل را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازناظم الاطباء ). باطل بر کسی بربستن. ( از اقرب الموارد ). || کار کردن بخودرایی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). برای خود کار کردن. ( ناظم الاطباء ). کار کردن برای خود. ( از اقرب الموارد ). || بناگاه مردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). ناگهانی مردن و بدین معنی بصیغه مجهول آید. یقال : افتئت فلان ( مجهولا )؛ ای مات فجاءة. ( از اقرب الموارد ).
کلمات دیگر: