افذاذ. [ اِ ] (ع مص ) یک بچه آوردن گوسفند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یگانه زادن گوسفند. (تاج المصادر بیهقی ).
افذاذ
لغت نامه دهخدا
افذاذ. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ فَذّ، بمعنی تنها و یگانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فُذوذ. ( منتهی الارب ).
افذاذ. [ اِ ] ( ع مص ) یک بچه آوردن گوسفند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). یگانه زادن گوسفند. ( تاج المصادر بیهقی ).
افذاذ. [ اِ ] ( ع مص ) یک بچه آوردن گوسفند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). یگانه زادن گوسفند. ( تاج المصادر بیهقی ).
افذاذ. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فَذّ، بمعنی تنها و یگانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فُذوذ. (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: