کلمه جو
صفحه اصلی

میل زدن

مترادف و متضاد

douse (فعل)
خیس کردن، روی چیزی آب ریختن، میل زدن، گمانه زدن، در اب یا چیز دیگری فرو بردن

dowse (فعل)
میل زدن، گمانه زدن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) میل چشم . ۱ - بامیل جراحی آب فاسدی که درچشم پیدا شده بیرون آوردن . ۲ - بوسیله میل چشم کسی را کورکردن .


کلمات دیگر: