تیموکراسی. [ م ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) از تیمه یونانی به معنی ثروت و کراتوس به معنی قدرت رژیم سیاسی که در آن قدرت متعلق به گروه شهرنشین و صاحب امتیاز است که از عایدات خاص برخوردارند و به عیش و عشرت می پردازند. تیموکراتیک منسوب به آن. ( از لاروس ).
تیموکراسی
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
تیموکراسی اصطلاحی است که ارسطو آن را در معنی مالک سالاری و افلاطون در معنی شرف سالاری به کار برده اند.مالک سالاری به این معنی است که تنها بزرگ زمین داران حق مشارکت در امور دولتی و حکومتی را داشته باشند.
از سوی دیگر، این اصطلاح را افلاطون در جمهور خود در مورد حکومتی به کاربرده است که به دست اشخاصی اداره می شود که تنها به خاطر شرف و افتخار کار می کنند نه بر اساس عدالت و قضائیات و اموال و عناوین دیگر. افلاطون از چهار نوع حکومت یاد می کند و می گوید گرچه آنها واقعیت دارند اما فاقد حقیقت هستند و هر یک در مراتب انحطاط و دوری از سیاست و حکومت حقیقی شکل می گیرند؛ الف: تیموکراسی ب ـ الیگارشی ج ـ دموکراسی د ـ استبداد. وی معتقد است در تیموکراسی به جای عقل و حکمت «وهم و جاه طلبی» حکم می راند و ... اولین پیش نیاز برای بازگشتن از آریستوکراسی است. در این حکومت زمینه مال دوستی پدید می آید و با چیرگی حرص و ولع نوع دیگر سیاست، یعنی اشراف سالاری شکل می گیرد که در آن اقتدار بر پایه ی شایستگی های مادی سازمان می یابد و «عقل» که مبنای آریستوکراسی است و «جاه طلبی» که مبنای تیموکراسی است هر دو تحت تسلط آزمندی قرار می گیرند. اختلاف فقیران و ثروتمندان زیاد شده و زمینه ی شورش و جنگ داخلی فراهم می شود و با غلبه ی مخالفانِ اشراف سالاری، دموکراسی پدید می آید.
از سوی دیگر، این اصطلاح را افلاطون در جمهور خود در مورد حکومتی به کاربرده است که به دست اشخاصی اداره می شود که تنها به خاطر شرف و افتخار کار می کنند نه بر اساس عدالت و قضائیات و اموال و عناوین دیگر. افلاطون از چهار نوع حکومت یاد می کند و می گوید گرچه آنها واقعیت دارند اما فاقد حقیقت هستند و هر یک در مراتب انحطاط و دوری از سیاست و حکومت حقیقی شکل می گیرند؛ الف: تیموکراسی ب ـ الیگارشی ج ـ دموکراسی د ـ استبداد. وی معتقد است در تیموکراسی به جای عقل و حکمت «وهم و جاه طلبی» حکم می راند و ... اولین پیش نیاز برای بازگشتن از آریستوکراسی است. در این حکومت زمینه مال دوستی پدید می آید و با چیرگی حرص و ولع نوع دیگر سیاست، یعنی اشراف سالاری شکل می گیرد که در آن اقتدار بر پایه ی شایستگی های مادی سازمان می یابد و «عقل» که مبنای آریستوکراسی است و «جاه طلبی» که مبنای تیموکراسی است هر دو تحت تسلط آزمندی قرار می گیرند. اختلاف فقیران و ثروتمندان زیاد شده و زمینه ی شورش و جنگ داخلی فراهم می شود و با غلبه ی مخالفانِ اشراف سالاری، دموکراسی پدید می آید.
wiki: تیموکراسی
پیشنهاد کاربران
تیموکراسی Timocracy :این اصطلاح در مورد حکومتی و دولتی بکار برده میشود که زمامدارانش تنها بخاطر شرف و بدست آوردن افتخار کار میکنند. این واژه را افلاطون در کتاب حمهوریت خود بکار گرفته است.
کلمات دیگر: