کوخان . (اِخ ) نام یکی از چهار پسر منسیک ، جد مغولان است . (تاریخ گزیده چ لیدن ص 558). رجوع به همان مأخذ شود.
کوخان
لغت نامه دهخدا
کوخان . (ع اِ) ج ِ کوخ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به کوخ شود.
کوخان . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهر ویران که در بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع است و 137 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کوخان. ( ع اِ ) ج ِ کوخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به کوخ شود.
کوخان. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهر ویران که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 137 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کوخان. ( اِخ ) نام یکی از چهار پسر منسیک ، جد مغولان است. ( تاریخ گزیده چ لیدن ص 558 ). رجوع به همان مأخذ شود.
کوخان. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهر ویران که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 137 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کوخان. ( اِخ ) نام یکی از چهار پسر منسیک ، جد مغولان است. ( تاریخ گزیده چ لیدن ص 558 ). رجوع به همان مأخذ شود.
دانشنامه عمومی
کوخان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کوخان (بانه)
کوخان (میاندوآب)
کوخان (بانه)
کوخان (میاندوآب)
wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۷۲ نفر (۱۰۴خانوار) بوده است.
wiki: بخش مرکزی شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان مکریان شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۰۶ نفر (۱۵۸خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان مکریان شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۰۶ نفر (۱۵۸خانوار) بوده است.
wiki: کوخان (میاندوآب)
پیشنهاد کاربران
کوخ. ( معرب ، اِ ) کازه ای از نی و کلک و مانند آن بی روزن ، کاخ مثله. ج ، اکواخ ، کوخان ، کیخان ، کِوَخة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . کوخ و کاخ ؛ خانه ای که از نی برآورده باشند بی روزن و هر دو کلمه دخیل است. ( از اقرب الموارد ) : مُحَرَّد؛ الکوخ فارسیة. الکوخ و الکاخ ؛ بیت مسنم من قصب بلاکوة. ( تاج العروس ) . بیت محرد؛ مسنم و هو الذی یقال له بالفارسیة کوخ. ( لسان العرب ) . || هر خانه بدون روزن. ( از اقرب الموارد ) .
کلمات دیگر: