ما فیه توفه و لا تافه نیست در آن عیب یا زیادتی یا حاجت یا درنگ و کاهلی
توفه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
توفة. [ ت َ ف َ ] (ع اِ) لغزش و خطا. یقال : طلب علی توفة.ج ، توفات . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
توفة. [ ف َ ] (ع اِ) مافیه توفة و لاتافة؛ نیست در آن عیب یا زیادتی یا حاجت یا درنگ و کاهلی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
( توفة ) توفة. [ ت َ ف َ ] ( ع اِ ) لغزش و خطا. یقال : طلب علی توفة.ج ، توفات. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
توفة. [ ف َ ] ( ع اِ ) مافیه توفة و لاتافة؛ نیست در آن عیب یا زیادتی یا حاجت یا درنگ و کاهلی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
توفة. [ ف َ ] ( ع اِ ) مافیه توفة و لاتافة؛ نیست در آن عیب یا زیادتی یا حاجت یا درنگ و کاهلی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
پیشنهاد کاربران
فکرکنم همان تحفه باشه مثلا برگه سبزیست تحفه درویش
کلمات دیگر: