شاهد، مورث، موصی، وصیت کننده، میراث گذار
میراث گذار
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
ارث گذار میراث گذارنده که مال یا ملک از خود به مرده ریگ گذارد
لغت نامه دهخدا
میراث گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) ارث گذار. میراث گذارنده. که مال یاملک از خود به مرده ریگ گذارد. رجوع به میراث شود.
کلمات دیگر: