کلمه جو
صفحه اصلی

نکص

فرهنگ فارسی

سپسایگی رفتن و بد دل شدن و باز ایستادن از کاری . کاکاه و جبن و ضعف نشان دادن و احجام و انقداع در کاری .

لغت نامه دهخدا

نکص. [ ن َ ] ( ع مص ) سپسایگی رفتن و بددل شدن و بازایستادن از کاری. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). کأکاءة و جبن و ضعف نشان دادن و احجام و انقداع در کاری. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). نکوص. منکص. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || برگشتن از کاری که در پی آن بود: نَکَص َعلی عقبیه ، و هو خاص بالرجوع عن الخیر، و فی الشر نادر. ( منتهی الارب ). رجوع کردن و منصرف شدن از کار خیری که بدان مشغول است. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). و گفته اند رجوع و انصراف از هر کاری. ( از اقرب الموارد ). نکوص. منکص. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَکَصَ: خودداری کرد(منظورازعبارت"نَکَصَ عَلَیٰ عَقِبَیْهِ "به عقب برگشتن و عقبگرد کردن است)
معنی نَّکَثَ: عهد شکست(کلمه نکث به معنای نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معنای افساد چیزی است که محکم شده از قبیل طناب یا فتیله و امثال آن و هر چیزی که بعد از تابیده شدن و یا رشته شدن نقض گردد ، آن را انکاث میگویند ، چه طناب باشد و چه رشته)
معنی عَقِبَیْهِ: دو پاشنه اش (منظورازعبارات "یَنقَلِبُ عَلَیٰ عَقِبَیْهِ "و"نَکَصَ عَلَیٰ عَقِبَیْهِ "به عقب برگشتن و عقبگرد کردن است)
ریشه کلمه:
نکص (۲ بار)

نکص اگر با «عن» باشد به معنی امتناع و خودداری است «نَکَصَ عَنِ الْاَمْرِ» یعنی خودداری کرد و اگر با «علی» باشد به معنی رجوع است «نَکَصَ عَلی عَقِبَّیْهِ»بقهقری برگشت یا از خیریکه در آن بود برگشت معنی تحت الفظی آن است که بر دو پاشنه خویش برگشت. . چون دو گروه یکدیگر را دیدند به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم. . آیات من به شما خوانده می‏شد، از آنها اعراض کرده و به عقب بر می‏گشتید. این لفظ فقط دوبار در قران مجید آمده است.


کلمات دیگر: