به امیری گماشتن . امیر کردن
امارت دادن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امارت دادن. [ اِ رَ دَ ] ( مص مرکب ) به امیری گماشتن. امیر کردن. فرمانروایی دادن. حکومت دادن. تعمیل. امیر کردن کسی را و مستولی گردانیدن بر قومی :
بداده ایم امارت ترا و درخور تست
سپرده ایم بتو هند و مر تو راست سزا.
بداده ایم امارت ترا و درخور تست
سپرده ایم بتو هند و مر تو راست سزا.
؟
کلمات دیگر: