امام الدین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امام الدین. [ اِ مُدْ دی ] ( اِخ ) منشی توران شاه بن طغرل ( 476-489 هَ. ق. ). دوازدهمین پادشاه قاوردیان در آغاز پادشاهی بوده است. ( تاریخ افضل ص 78 ).
امام الدین. [ اِ مُدْ دی ] ( اِخ ) امیر کاتب بن امیر عمر، از دانشمندان معروف قرن هشتم هجری بود، شرحی بنام «کفایه » بر کتابی موسوم به «هدایة» نگاشت و نیز حاشیه ای موسوم به «غایةالبیان » بر همان کتاب برشته تحریر درآورد و این شرح را در سال 747 هَ. ق. به اتمام رسانید. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ).
امام الدین. [ اِ مُدْ دی ] ( اِخ ) عبدالکریم بن ابی سعد محمدبن عبدالکریم بن فضل بن حسن فقیه شافعی مکنی به ابوالقاسم و معروف به رافعی قزوینی. رجوع به رافعی قزوینی در همین لغت نامه شود.
امام الدین . [ اِ مُدْ دی ] (اِخ ) امیر کاتب بن امیر عمر، از دانشمندان معروف قرن هشتم هجری بود، شرحی بنام «کفایه » بر کتابی موسوم به «هدایة» نگاشت و نیز حاشیه ای موسوم به «غایةالبیان » بر همان کتاب برشته ٔ تحریر درآورد و این شرح را در سال 747 هَ. ق . به اتمام رسانید. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2).
امام الدین . [ اِ مُدْ دی ] (اِخ ) عبدالکریم بن ابی سعد محمدبن عبدالکریم بن فضل بن حسن فقیه شافعی مکنی به ابوالقاسم و معروف به رافعی قزوینی . رجوع به رافعی قزوینی در همین لغت نامه شود.
امام الدین . [ اِ مُدْ دی ] (اِخ ) منشی اصفهانی . از بزرگان روزگار امیر مبارزالدین فرمانروای فارس بوده است . (از تاریخ گزیده چ لندن ص 636).
امام الدین . [ اِ مُدْ دی ] (اِخ ) منشی توران شاه بن طغرل (476-489 هَ . ق .). دوازدهمین پادشاه قاوردیان در آغاز پادشاهی بوده است . (تاریخ افضل ص 78).