جدا کردن . دور و جدا کردن
امازه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امازة. [ اِ زَ ] (ع مص ) جدا کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دور و جدا کردن . (از اقرب الموارد).
( امازة ) امازة. [ اِ زَ ] ( ع مص ) جدا کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دور و جدا کردن. ( از اقرب الموارد ).
کلمات دیگر: