کلمه جو
صفحه اصلی

ابوشقیق

لغت نامه دهخدا

ابوشقیق. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) محدّث است و محمدبن بشر العبدی از او روایت کند.

ابوشقیق. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) عبداﷲ السلولی. محدّث است و موسی بن ابی عائشه از او روایت کند.

ابوشقیق . [ اَ ش َ ] (اِخ ) عبداﷲ السلولی . محدّث است و موسی بن ابی عائشه از او روایت کند.


ابوشقیق . [ اَ ش َ ] (اِخ ) محدّث است و محمدبن بشر العبدی از او روایت کند.



کلمات دیگر: