ابوذواد. [ اَ ذَوْ وا ] ( اِخ ) اقبال الدوله. امیری بود از متأخرین و روایت دارد. ( تاج العروس ).
ابوذواد. [ اَ ذَوْ وا ] ( اِخ ) محمدبن مسیب. نخستین از امرای بنوعقیل موصل. رجوع به محمد... شود.
ابوذواد. [ اَ ذَوْ وا ] ( اِخ ) محمدبن مسیب. نخستین از امرای بنوعقیل موصل. رجوع به محمد... شود.