کلمه جو
صفحه اصلی

جعادت

لغت نامه دهخدا

جعادت. [ ج َ دَ ] ( ع مص ) پیچان گردیدن مو. مجعد گردیدن مو. مرغول گردیدن مو. ( منتهی الارب ) ( المنجد ). ضد سبط و سبوط و استرسال. رجوع به جعودت وجعد شود.

جعادة. [ ج َ دَ ] ( ع مص ) جعادت. رجوع به همین ماده شود.

جعادت . [ ج َ دَ ] (ع مص ) پیچان گردیدن مو. مجعد گردیدن مو. مرغول گردیدن مو. (منتهی الارب ) (المنجد). ضد سبط و سبوط و استرسال . رجوع به جعودت وجعد شود.



کلمات دیگر: