کلمه جو
صفحه اصلی

ابوشریک

لغت نامه دهخدا

ابوشریک. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) معقل بن مالک. از روات حدیث است و ابوموسی محمدبن المثنی از او روایت کند.

ابوشریک. [ اَ ش َ] ( اِخ ) یحیی بن یزیدبن ضماد المصری. از روات است.

ابوشریک . [ اَ ش َ ] (اِخ ) معقل بن مالک . از روات حدیث است و ابوموسی محمدبن المثنی از او روایت کند.


ابوشریک . [ اَ ش َ] (اِخ ) یحیی بن یزیدبن ضماد المصری . از روات است .



کلمات دیگر: