کلمه جو
صفحه اصلی

جعار

لغت نامه دهخدا

جعار. [ ج َ ] (ع اِ) یکی از نامهای کفتار است . ام جعار. ضبع. (اقرب الموارد).


جعار. [ ج ِ ] (ع اِ) داغی که بر ران چارپایان میگذارند. (آنندراج ). || ریسمانی که آب کش هنگام فرورفتن بچاه یک سر آنرا بر میخی می بندد و سر دیگر آنرا بر کمر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).


جعار. [ ج َ ] ( ع اِ ) یکی از نامهای کفتار است. ام جعار. ضبع. ( اقرب الموارد ).

جعار. [ ج ِ ] ( ع اِ ) داغی که بر ران چارپایان میگذارند. ( آنندراج ). || ریسمانی که آب کش هنگام فرورفتن بچاه یک سر آنرا بر میخی می بندد و سر دیگر آنرا بر کمر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

دانشنامه عمومی

جعار (به عربی: جعار) یکی از شهرهای استان ابین در کشور یمن است که در سرشماری سال ۲۰۰۵ میلادی، ۷۰٫۸۰۱ نفر جمعیت داشته است.
فهرست شهرهای یمن


کلمات دیگر: