کلمه جو
صفحه اصلی

رع

لغت نامه دهخدا

رع. [ رَع ع ] ( ع مص ) ساکن شدن باد؛ رع الریح رعاً. ( از اقرب الموارد ). آرام و سکون . ( منتهی الارب ).

دانشنامه عمومی

رَع مهم ترین خدای مصر باستان و تجسم شخصت آفتاب یا نیمروز. از دید مردم شهر هلیوپلیس او خود را به وسیلهٔ آب باستانی که از نو «Nun» سرچشمه می گرفت یا از نخستین گل نیلوفر آبی آفریده است. او سپس هوا شو (Shu) و رطوبت تفنوت (Tefnut) را آفرید که موجب بوجود آمدن خدای زمین جب (Geb) و الههٔ آسمان نات (Nut) شد. وی به شکل مردی با سر شاهین نشان داده می شود، که عصای سلطنتی را به یک دست، و أنخ (نماد زندگی) را به دست دیگرش گرفته است. بر فراز سر او، قرص خورشید دیده می شود. رع به مدت هزاران سال، بالاترین خدای مصریان بود. در کتاب مردگان، «فرمانروای آسمان، فرمانروای زمین، سازندهٔ مخلوقات، خدای اولاً که در ازل پدید آمد، سازندهٔ جهان، خالق انسان ها، سازندهٔ آسمان، خالق نیل، کوه ها، مردها و زن ها و درندگان و رمه ها» دانسته می شود. مصریان معتقد بودند که اشک های رع به مرد و زن تبدیل شده است.
راع در وبگاه پنتآن
فصلنامه فرهنگی هنری
اسطوره های موازی، ج.ف. بیرلین، ترجمه عباس مخبر،انتشارات نشر مرکز، ۱۳۸۶.
اساطیر مصر، ورونیکا ایونس، ترجمه باجلان فرخی،انتشارات اساطیر، ۱۳۷۵.
رع، از پدر خود لجه آبی از مغاک آبی بیرون آمد.مردم مصر چنین می پنداشتند که رع از درون گلبرگ های نیلوفر آبی سر برآورده است.
میان نام خدای مصری: «رع» با بخش دوم نام های «اهوره» و «میثره»

به معنی خدای خورشید


دانشنامه آزاد فارسی

رَع (Ra)
در اساطیر مصر، خدای آفتاب، پرستشگاهش در هِلیوپولیس در شمال شرقی قاهره بود. عقیده داشتند که او هر روز آسمان را با قایقی درمی نوردد و شبانه با قایق دیگری از طریق دنیای مردگان به مشرق بازمی گردد. در زمان سلسلۀ چهارم، فرعون را پسر رع می نامیدند؛ این نام به یکی از القاب سلطنتی تبدیل شد و رع نیز به صورت خدای اعظم مصریان درآمد.

پیشنهاد کاربران

را یا رع به معنای خدای خورشید می باشد

در زبان بندری یعنی رفت


کلمات دیگر: