کلمه جو
صفحه اصلی

خروشانیده

لغت نامه دهخدا

خروشانیده. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) آنکه بخروش واداشته شده. ( یادداشت بخط مؤلف ). || آنکه بگریستن امر شده. ( یادداشت بخط مؤلف ).


کلمات دیگر: