ناحیه است در قضائ سماوه از کشور عراق سرزمین است خوش آب و هوا
رمیثه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( رمیثة ) رمیثة. [ رُ م َ ث َ ] ( اِخ ) آبی است ازآن ِ بنی سیاربن عمروبن جابر از بنی مازن بن فزارة. نابغه گوید :
و علی الرمیثة من سکین حاضر
و علی الدثینة من بنی سیار.
رمیثة. [ رُ م َ ث َ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در قضاء سماوة از کشور عراق ، سرزمینی است خوش آب و هوا. الوجه و الابیض نیز نامیده می شود. ( از اعلام المنجد ).
و علی الرمیثة من سکین حاضر
و علی الدثینة من بنی سیار.
( از معجم البلدان ).
رمیثة. [ رُ م َ ث َ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در قضاء سماوة از کشور عراق ، سرزمینی است خوش آب و هوا. الوجه و الابیض نیز نامیده می شود. ( از اعلام المنجد ).
رمیثة. [ رُ م َ ث َ ] (اِخ ) آبی است ازآن ِ بنی سیاربن عمروبن جابر از بنی مازن بن فزارة. نابغه گوید :
و علی الرمیثة من سکین حاضر
و علی الدثینة من بنی سیار.
و علی الرمیثة من سکین حاضر
و علی الدثینة من بنی سیار.
(از معجم البلدان ).
رمیثة. [ رُ م َ ث َ ] (اِخ ) ناحیه ای است در قضاء سماوة از کشور عراق ، سرزمینی است خوش آب و هوا. الوجه و الابیض نیز نامیده می شود. (از اعلام المنجد).
کلمات دیگر: