زحمت کشیدن رنج کشیدن
رنج برداشتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رنج برداشتن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) زحمت کشیدن. رنج کشیدن. مشقت و محنت دیدن :
یکی رنج بردار و او را ببین
سخنهای دانندگان برگزین.
چنین راه دشوار بگذاشتی.
یکی رنج بردار و او را ببین
سخنهای دانندگان برگزین.
فردوسی.
بدین آمدن رنج برداشتی چنین راه دشوار بگذاشتی.
فردوسی.
کلمات دیگر: