تمام سال از زن و ماده شتر مرد سبک در حاجت نیکو صحبت خوش ذات .
شلول
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شلول . [ ش َ ] (ع ص ) تمام سال از زن و ماده شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مرد سبک در حاجت نیکوصحبت خوش ذات . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شلل و شلشل شود.
شلول. [ ش َ ] ( ع ص ) تمام سال از زن و ماده شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مرد سبک در حاجت نیکوصحبت خوش ذات. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شلل و شلشل شود.
شلول. [ ش َ ] ( اِخ ) نام موضعی در حوالی مدینه. ( ناظم الاطباء ) ( از معجم البلدان ).
شلول. [ ش َ ] ( اِخ ) نام موضعی در حوالی مدینه. ( ناظم الاطباء ) ( از معجم البلدان ).
شلول . [ ش َ ] (اِخ ) نام موضعی در حوالی مدینه . (ناظم الاطباء) (از معجم البلدان ).
کلمات دیگر: