کلمه جو
صفحه اصلی

خروبالا

لغت نامه دهخدا

خروبالا. [ خ َرْ وِ ] ( اِخ )دهی از دهستان اردوغش بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، واقع در 18هزارگزی شمال قدمگاه. این ده کوهستانی و معتدل است. آب آن از قنات و رودخانه است. محصول آن غلات و بنشن. شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

خروبالا. [ خ َرْ وِ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس ، واقع در 23هزارگزی شمال خاوری طبس ، سر راه مالرو عمومی بشرویه به طبس. این ده کوهستانی و معتدل است. آب آن از چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

خروبالا. [ خ َرْ وِ ] (اِخ )دهی از دهستان اردوغش بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، واقع در 18هزارگزی شمال قدمگاه . این ده کوهستانی و معتدل است . آب آن از قنات و رودخانه است . محصول آن غلات و بنشن . شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).


خروبالا. [ خ َرْ وِ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس ، واقع در 23هزارگزی شمال خاوری طبس ، سر راه مالرو عمومی بشرویه به طبس . این ده کوهستانی و معتدل است . آب آن از چشمه . محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).



کلمات دیگر: