کلمه جو
صفحه اصلی

رمات

فرهنگ فارسی

رماه

لغت نامه دهخدا

رمات. [ رُ ] ( ع ص ، اِ ) رماة. رجوع به رماة شود.

رماة. [ رُ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ رامی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به رامی شود.

رمات . [ رُ ] (ع ص ، اِ) رماة. رجوع به رماة شود.



کلمات دیگر: