خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] (اِخ ) نام حصنی است در سواحل شام و مشرف بر عکا. (از معجم البلدان ).
خروبه
لغت نامه دهخدا
خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] (ع اِ) واحد خَرّوب است . رجوع به خروب شود.
( خروبة ) خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( ع اِ ) واحد خَرّوب است. رجوع به خروب شود.
خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( اِخ ) نام حصنی است در سواحل شام و مشرف بر عکا. ( از معجم البلدان ).
خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( اِخ ) نام حصنی است در سواحل شام و مشرف بر عکا. ( از معجم البلدان ).
کلمات دیگر: